تبلیغات
JUST FOR YOU... - قلک زندگی ما
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم،فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او . میدانستم دلش اسیر یک جعبه مداد رنگیست چون بار ها درباره اش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بودم. پول تو جیبی هایم کفاف این هدیه را نمی داد.فقط یک راه داشتم ، اینکه به سراغ قلک بروم.قلکی که چند ماه تمام امانت دار پول تو جیبی هایم شده بود تا بتوانم اسکیت بخرم... اما من میخواستم دوستم را به آرزویش برسانم. قلکم را بالا بردم وبه زمین کوبیدم. آرزوی خود را شکاندم.
می دانستم وقتی هدیه مرا باز کند خوشهال ترین آدم دنیا میشود. ولی ... ولی آآنقدر هدیه خوب برایش آورده بودند که اصلا هدیه من به چشمش نیامد .حتی یک تشکر هم نکرد !من برای خوشهال کردنش از آرزوی خودم گذشتته بودم ؛همه پس اندازی که مدت ها برایش از خواسته هایم زده بودم را خرج براورده شدن آرزوی او کرده بودم اما او هرگز نفهمید.
من ماندم و یک قلک شکسته خالی ...
حالا بعد از این همه سال به این فکر میکنم که آدم ها هرکدام قلک هایی دارند که در آنها چیز های مهم تر از پول را پس انداز میکنند.
محبت،وفاداری و عشق  را ذخیره میکنند تا در زمان مناسب خرجش کنند ...اما گاهی قلکشان را برای آدم اشباهی می شکنند ،کسی که چشم هایش به روی محبت و وفاداری و عشق آنها بسته است...کاش حواسمان باشد قلکمان را برای چه کسی میشکنیم.
قلکی که خالی شود خیلی سخت پر میشود .
وقتی زیادی داری برای یه نفر مایه میزاری باخودت بگو:
برای کی دارم قلکمو میشکنم!ارزششو داره این آدم؟

همیشه عشق باشد همیشه برکت
 




طبقه بندی: اندیشه، 

تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1396 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : مستانه مقدم | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.